۱- نوشته شده توسط قهری

سلام

تو اداره ما چند ساله هم خانم هاي جوون رو استخدام كردن و هم از ادارت دیگه آوردن كه یا مجرد بودن یا جدید ازدواج کرده اند ، اتفاقا نيروهاي خوبي هم هستند اما بعد يه مدت كوتاهي مجردها شروع كردن به ازدواج كردن و حواسپرتي هاي ازدواج . و بعد هر دو قشر شان نوبت زايمانشون رسیده یا داره مي رسه يك ماه قبل از زايمان و یک سال هم بعد از زايمان مرخصی مي رن تا دو سال هم حق شير دارن و ساعت 13 مي رن خونه وقتي چند ساعت از اضافه كاريشون هم كم مي شه آبرو ي همه رو مي برن . خلاصه كار كردن اين خانم ها هم داستاني داره براي خودش. امروز 20 دقيقه دير رسيدم اداره . خوب تاخير هم خوردم .اما ديدم همكار خانممون كه بعد از من اومد سر كار حاضري به موقع خورده دليلش رو كه پرسيدم مسئول كارت زني گفت از امور اداري گفتن " اين بچه شير مي ده"

۲- نوشته شده توسط  حامد

سلام آقا ما میخوایم مدیر منابع انسانی بشیم باید چه کار کنیم؟ البته من وبتون رو مطالعه کردم خوب می نویسیید و پردازش کلماتتون برای رسوندن مطلب خوبه براتون ارزوی موفقیت سلامت پیروزی شادی تندرستی دارم
خوشحال شدم

۳- نوشته شده توسط کارمند کوچولو

سلام

اینروزها نه اینکه سرم شلوغ باشه که هست اما اومدن رییس جدید برای قسمتمون باعث شده که مشغله فکریم زیاد باشه و نتونم تمرکز داشته باشم.

از وقتی صحبت عوض شدن رییس می افته رایزنی ها شروع می شه که کی هست؟ چیکاره بوده؟ سابقه اش چقدره؟ سخت گیره ؟ و ... و قاعدتا اونهای که از شرایطشون راضیند نگران این هستند که نکنه وضعیتشون خراب شه. راستش من از تغییر تحول خوشم می آد و در این مورد خاص چون از مسئول قبلیمون راضی نبودم از این تغییر راضیم.

یه تصمیمهایی گرفتم و می خوام قسمتم رو عوض کنم با هر کی مشورت می کنی یه چیزی می گه اما من از این وضع یکنواختی که دارم اصلا راضی نیستم و کار فعلیم ارضام نمی کنه تو کتابه غروب جلال خوندم که جلال دنبال فعالیت و دردسر بوده (نزدیک به این مضمون) خلاصه تصمیمم برای تغییر جا قطعیه و باید رایزنی های اداریشو انجام بدم امیدوارم که کار درستی باشه.

این روزا دوتا کتاب خوندم یکی ساخت ژاپن که نویسنده اش مدیر عامل شرکت موفق سونیه.

در مورد فرهنگ کار ژاپنی ها و نحوه پیشرفت شرکت نوشته شده.

و یکی کتاب ما چگونه ما شدیم که نوشته صادق زیبا کلام . کتاب خوب و آگاهی بخشیه فکر آدمو باز می کنه.خوندنشو به همه علاقه مندا پیشنهاد می کنم.

نمی دونم تو مملکت قحط الرجاله ؟ چرا هر کیو از کار بر می دارن یه کار بهتر بهش می دن ؟ (رییس قبلیم ارتقاء شغلی پیدا کرده همون که من می گفتم کارو نمی فهمه

۴- نوشته شده توسط کارمندیان

سلام علیکم  با عرض تبریک سال نو به همه ی همکاران عزیزم در وزارت جهاد کشاورزی  ای کاش در سال جهاد اقتصادی بودجه مربوط به سازمان درست هزینه شود و حیف و میل نشود . متاسفانه سخنان مسئولبن در بیشتر موارد در حد حرف و وعده باقی می ماند

۵- نوشته شده توسط بازنشسته

امروز بعد از تعطیلات دوم برای دیدن همکاران قدیمی به سازمان آمدم به گفته ی همکاران شاغل  که به مسافرت رفته بودند امکانات در مشهد خوب بوده است . که باید از این لحاظ تشکر کرد .
اما باید آرزو کنیم که روزی بازنشستگان  هم بجای  برخوردی در غیر تعطیلات بتوانند مثل سایر کارمندان از امکانات موجود در ایام مختلف برخوردار شوند .

۶- نوشته شده توسط احمدی

فرض كنيد رييس شما 4 سالي هست كه داره سعي مي كنه مدرك لیسانس رشته روابط عمومي خودشو از دانشگاه آزاد بگيره و هنوز موفق نشده ضمناً غير از مديريت تجربي و سنتي كه از راه سعي و خطا بدست آورده هنر ديگه اي غير از مشكلات متعدد شخصي و خانوادگي نداره ، اما شما درسته كه اون تجربه رو ندارين ( كه اون تجربه بسيار مهم و مفيده ) اما ليسانس يا فوق ليسانس رشته فني هستين و به كامپيوتر و شبكه و تكنولوژي آشنايي كامل دارين همچنين با توجه به تحصيلاتتون هوش و گيرايي خوبي هم دارين.


حالا بگين از نظر آقاي مدير شما بايد ديده بشين و پيشرفت كنيد يا بايد گوشه اي باشيد و كار كنيد و در مواقع لزوم ازتون مشاوره گرفته بشه ،سرخورده بشين و تنها با زور و تهديد به قطع كردن مزايا مجبور به كار بشين. و يا اگه زرنگ باشيد كار دومي داشته باشيد و تمركزتون رو روي شغل دومتون بذارين.( با اين فرض كه شما اهل رشوه و كار چاق كني نيستيد.)

http://tehranpic.net/images/tuk699k4sw7kgw3s4.gif

۷- نوشته توسط حسینی

نمی دونم الان اینجوری شده یا همبشه انطور بوده که هیچکس حاضر نیست برات کاری بکنه (برای خودت) مگه نفعی براش داشته باشی . یا حالا یا بعدا . اصلا خوب نیست که ما آدمارو برای خدوشون نمی خواهیم بلکه در حقیقت برای خودمون می خواهیم یعنی اگه برای کسی کاری هم می کنیم به امید جبران می کنیم. این موضوع تو ادارات نمود بیشتری داره تا می شنوند که می خواهی مسئولیت بالاتری بگیری سلامشون باهات متفاوت می شه. فکر می کنم ما ایرانی ها آدمای صادقی نیستیم و دائما ادا در می آریم. خدا آخر عاقبت هممونو ختم به خیر کنه.

۸- نوشته توسط کارمند جدید

امروز مدیرم يه نامه چند صفحه اي مهم رو كه رئیس دستورات متعددي روش داده بود فرستاد برام كه مطابق دستور العمل گزارش تهيه كن و ارائه بده. من نامه رو كه خوندم مطمئن بودم كه خودش هم نمي دونه بايد چيكار كنيم و حداقل بايد يه مذاكره اي با هم مي كرديم اين بود كه لجم گرفت و رو نامه براش نوشتم " احتراما خواهشمند است دستور فرماييد چه اقدامي اكنون از سوي اين واحد متصور است." خلاصه ديدم ايشون نامه بدست و ناراحت داره مياد سمت اتاقم كه مهندس اين چيه مرقوم نموديد. خلاصه كلي با هم كلنجار رفتيم تا آخرش گفت فعلاً نامه رو پيش خودت نگهدار تا ببينيم چيكارش كنيم.


راستش من مي دونستم كه نامه رو بايد چيكار كنم اما فعلا می دانستم بی خودیه ولی چرا هر كاري كه بهم بگي انجام مي دم .البته خودم هم مي دونم كار خوبي نيست.از حرف زدن و گفتن موضوعات هم به آقايون ديگه خسته شدم مگه وظيفه منه كه كاروبجووم و بذارم تو دهن آقايون تازه من مي گم با كسي بايد بحث كرد كه اشتباه مي كنه نه با كسي كه هيچكاري نمي كنه وفقط آمار جمع می کنه که چی بشه

۹- نوشته شده توسط کمالی

امیدوارم مسئولین مملکت , بخصوص مسئولین  جهاد کشاورزیاین موضوع را به دقت مطالعه کنند .
ما باید در تصمیم گیری هایمان نفع عمومی جامعه را در نظر بگیریم

۱۰- نوشته شده توسط رضا

خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده

۱۱- نویسنده: بنیانگذار محبت
سلام دوست من
امیدوارم خوب باشی
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان

یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می‌کنه احساس می‌کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست

گاهي وقتا آدما در عرض چند ثانيه دل کسايي رو که دوستش دارن ميشکنن ، منو بابت اون ثانيه ها ببخش

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح)

روزی به عالمی گفتن جمله ای بگو که هر وقت ناراحتیم خوشحال و هر وقت خوشحالیم غمگین شویم، گفت : فقط بگوئید : این نیز میگذرد....

پیامبر خدا فرمودند:از خداوند درخواست های بزرگ بکنید زیرا خداوند هیچ درخواستی را بزرگ و عظیم حساب نمی کند

پیغمبر خدا فرمودند: دعای کودکان امت من مستجاب می شود تا آن زمانی که دستان خود را به گناه آلوده نکرده اند

خداوند به داوود علیه السلام وحی کرد: ای داوود همانا هر کدام از بندگانم که مرا در دستوراتم اطاعت کند به او عطا خواهم کرد قبل از اینکه از من درخواست کند و جواب او را می دهم قبل از اینکه مرا فرا بخواند

حضرت محمد(ص):هر کس صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم خواهد کرد
الهم صلی علی محمد و آل محمد
و عجل لولیک الفرج

۱۲- نظر یک همکار بازنشسته    

به عشق جهاد سازندگي وارد جهاد شدم

من سي سال پيش به عشق جهاد سازندگي وارد جهاد شدم ولي الان بسيار دگرگون شده ام و اعتقاد دارم همه ي انهائيكه بامن آمدن دگرگون شده اند زماني سرشار از عشق و شور خدمت به مردم بودم سفرهاي جالب و سرشار از خاطرات در طول اين سي سال داشتم از سفرهاي يك روزه در دورترين نقاط روستايي تا سفرهاي چند هفته اي به جنوب كشور از سفرهاي چند ماهه مناطق محروم  تا سفرهاي يكساله بازسازي

حالا مي گويم بيشترين كارهايي كه با دوستانم انجام داده ام نمي شود فراموش كرد  بايد يكي باشد جمعش كنند خاطرش كنند كتابش كنند

۱۳- حرف یک بازنشسته  

http://tehranpic.net/images/tuk699k4sw7kgw3s4.gif

۱۴- سکوت

آنجا که حرف زدن بی فایده ست " سکوت " نشان از معصومیت ناب دارد .

شاید بارها شده باشد که حرفهایی را نباید می گفتیم ولی وقتی بعدش بدان فکر می کنیم می بینیم که اگر بار دیگر ما را در همان موقعیت و شرایط قرار دهند ما هرگز آن حرف ها را نمی زدیم ولی همان طور که علی (ع) می فرماید " حرف تا زمانی که نزد توست اسیر توست ولی به محض اینکه انرا بیان کردی تو اسیری می شوی در دست او "  و لقمان حکیم به پسرش نصیحت می کند " ای پسرم بار ها حرف زدم و زیان دیدم و ولی بارها هم سکوت کردم و پشیمان نشدم " و در همین باب دکتر شریعتی هم می گوید " ارزش هر کس به اندازه ی حرفهایی ست که برای نگفتن دارد " 

۱۵- نوشته داودی

بادرود این روزها که غنچه ها گشوده می شوند ، اخم ها نیز به نور آفتاب گره می خورند و بجای سایه ، آرزوها ماندگار می مانند. سالی گذشت ، سالی آکنده از تلاش و کوشش و امید. سالی که خوبی وو تلخی هایش در آیینه ی عمر ما دیدنی بود . سالی که همیشگی کلامی را زنده می کرد: « دوستی ، بزرگترین سرمایه ی زندگی است» و این کلام شعور و مفهوم ماندگاری است . آنهم در نگاه انسان هایی که خوب می فهمند دوروزه ی عمر ارزش حسادت ، کدورت و تیرگی ها را ندارد ، انسان ها همگی برای خوددارای شخصیتند و از نردبان یکدیگر بالا نمی روند. انسان ها همه باهم و برای توسعه ی همدیگر می کوشند و در پرتو این کوشش احساسات خود را با منطق بودن و شدن همنوا می کنند. همکاران خوب: سالی دیگر آمده و امیدی دیگر درچارسوی نگاهمان پدیدار شده است ، امید به ترنم و تازگی . امید به وجدان مداری ، قناعت و پرواز خوشبختی. پس بیایید همگی دست در دست یکدیگر بگذاریم و با قی مانده عمر را با تقسیم لحظه ها به یکدیگر هدیه بدهیم و هیچگاه برای دستیابی به مقام یا لحظات زودگذر زندگی در پی «مدیریت گذار» نباشیم. دست نوشته ها و نامه های یکدیگر را صرفا برای ارتقا و پیشبرد انسانیت بخواهیم نه برای عداوت و طرد یکدیگر. آن چه ماندنی است صداقت و یکرنگی است ، ایمان است . توسعه و رشد برای همه است ..همه باید بکوشیم تا سازنده باشیم ، تا جایی که صدای ماندگار جویبار را برای طبیعت آرزو معنا کنیم و انسانیت را دست نیافتنی نپنداریم. سر افراز باشید و مانا دوست و همکار شما .