عوامل رسيدن به عدم موفقيت
ب - عدم توانايي نه گفتن : بسياري ازافراد با گفتن نه بيگانه هستند و در برابر درخواست ديگران توان نه گفتن ندارند . چنين افرادي به ناچار اولويتهاي خود را كنارمينهند و همواره دچار اضطراب و استرس ميشوند به منظور پيش گيري ازگرفتار در چنين حالتي بايد هرگز تسليم كارهاي ناخواسته ديگران نشد و برنامه هاي زمان بندي شده مشخص هفتگي و روزانه و حتي ماهانه داشت .
ج - عدم شناسايي اولويت ها : برخي افراد به دليل عدم توان تشخيص اولويت ها دچارسردرگمي و بي نظمي مي شوند و كارهاي غيرضروري باعث مي شود اولويت ها را فراموش كنند بايد براي مقابله با اين حالت بايد فهرستي ازكارهاي ضروري دردست داشت و اولويت ها را مشخص نمود ، انچام همه كارها ممكن است ممكن است هميشه لازم نباشد.
د- سستي ورزيدن : انسان گاه ممكن است براي انجام يك كار دچار سستي شده و انجام آنها را پشت گوش اندازد بايد براي مبارزه با اين حالت به كاري كه درفهرست اولويت ها قراردارد ايمان داشت و به خاطرداشت كه فرصت ها ازدست رفتني هستند.
ه - ترس از شكست : برخي در درون با خود مبارزه ميكنند و با خودخوري روحيه خود را تضعيف مينمايند . اين حالت ترس از شكست را در انسان تشديد ميكنند .
و- نااميدي و افسردگي : انسان به دلايل مختلف از بيولوژيك ، وقايع روزمره نظيرشكست هاي مقطعي يا مصيبت هاي روزانه دچارافسردگي شود . بخش زيادي ازاين احساسات طبيعي هستند ولي نبايد گذاشت كه به صورت طولاني باقي مانده و در روند معمول زندگي اختلال ايجاد نمايند .