هفت جا ، نفس خويش را حقير ديدم
نخست : هنگاميکه به پستي تن ميداد تا بلندي يابد
دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، ميپريد
سوم : آنگاه که ميان آساني و دشوار مختار شد و آسان را برگزيد
چهارم : آنکه گناهي مرتکب شد و با يادآوري اينکه ديگران نيز همچون او دست به گناه ميزنند ، خود را دلداري داد
پنجم : آنگاه که از ناچاري ، تحميل شدهاي را پذيرفت و شکيبايياش را ناشي از توانايي دانست
ششم : آنگاه که زشتي چهرهاي را نکوهش کرد ، حال آن که يکي از نقابهاي خودش بود
هفتم : آنگاه که آواي ثنا سرداد و آن را فضيلت پنداشت.
جبران خليل جبران
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:18 توسط اردستانی
|