اشتغال بازنشستگان با جیب خالی
اشتغال بازنشستگان با جیب خالی
اشتغال بازنشستگان با جیب خالی : آنگونهکه آمارها نشان میدهد بازنشستهها خیال بازنشستهشدن ندارند. نه اینکه تمایل به استراحت نباشد، بلکه نیک میدانند اگر بازار را ترک کنند، زندگیشان تأمین نمیشود. این روند در کنار آن رخ میدهد که افراد جویای کار بیش از گذشته در انتظار کار به سر برده و دوران تجربه بیکاری را پشتسر میگذارند. دورانی که طعم تلخ آن به خانوادهها هم سرایت میکند و سرپرست خانوار را مجبور به ادامه کار بدون بازنشستگی میکند. بر این اساس و طبق آمارها ١,۵میلیون ایرانی بالای ۶۰ سال به دلایلی از جمله تأمیننبودن، نیازهای معیشتی، انتقال تجربه و امید به زندگی تمایلی به بازنشستگی ندارند و دوباره به بازار کار برمیگردند.
از هر ۱۰۰ نفر شاغل ۱۰ساله و بیشتر کشور حدود هفت نفر سالمند بوده و از هر ۱۰۰ نفر جمعیت فعال اقتصادی، حدود شش نفر سالمند هستند
بخشی از سالمندان پس از سالها حضور و فعالیت در بازار کار ایران، حاضر به ترک این بازار نیستند. دلایل آن نیز فراوان است. تجربه و مهارت انجام کار، کمخرجتربودن سالمندان، عدم نیاز به پوشش بیمهای و مسائلی از این دست؛ کارفرمایان را به جذب نیروی متقاضی کار بازنشسته به جای کارجویان جوان، راغب میکند.....
اشتغال بازنشستگان با جیب خالی
اشتغال بازنشستگان با جیب خالی : آنگونهکه آمارها نشان میدهد بازنشستهها خیال بازنشستهشدن ندارند. نه اینکه تمایل به استراحت نباشد، بلکه نیک میدانند اگر بازار را ترک کنند، زندگیشان تأمین نمیشود. این روند در کنار آن رخ میدهد که افراد جویای کار بیش از گذشته در انتظار کار به سر برده و دوران تجربه بیکاری را پشتسر میگذارند. دورانی که طعم تلخ آن به خانوادهها هم سرایت میکند و سرپرست خانوار را مجبور به ادامه کار بدون بازنشستگی میکند. بر این اساس و طبق آمارها ١,۵میلیون ایرانی بالای ۶۰ سال به دلایلی از جمله تأمیننبودن، نیازهای معیشتی، انتقال تجربه و امید به زندگی تمایلی به بازنشستگی ندارند و دوباره به بازار کار برمیگردند.
از هر ۱۰۰ نفر شاغل ۱۰ساله و بیشتر کشور حدود هفت نفر سالمند بوده و از هر ۱۰۰ نفر جمعیت فعال اقتصادی، حدود شش نفر سالمند هستند
بخشی از سالمندان پس از سالها حضور و فعالیت در بازار کار ایران، حاضر به ترک این بازار نیستند. دلایل آن نیز فراوان است. تجربه و مهارت انجام کار، کمخرجتربودن سالمندان، عدم نیاز به پوشش بیمهای و مسائلی از این دست؛ کارفرمایان را به جذب نیروی متقاضی کار بازنشسته به جای کارجویان جوان، راغب میکند.
در همه حوزههای کشوری و لشکری و بانکها نیز با این پدیده روبهرو هستیم. گرچه در برخی موارد تخصص و توانایی، افراد بازنشسته را به بازار برمیگرداند اما با وجود این، مهمترین عاملی که این بازگشت بازنشستگان به کار را در سطح وسیعی گسترش میدهد همان نیاز اقتصادی است.
اگر بتوان نسبت اشتغال و فعالیت سالمندان که در گزارش وزارت کار بر اساس سرشماری سال ۹۰ آمده را برای آمار شاغلان در سال ۹۳ هم در نظر گرفت، میتوان گفت از مجموع ۲۱میلیون و ۳۰۴هزار شاغل سال گذشته، یکمیلیون و ۵۰۰ هزار نفر سالمند و بازنشسته بالای ۶۰ سال بودهاند درحالیکه انتظار میرود افراد پس از ۶۰سالگی دیگر دست از کار و فعالیت کشیده و بازار کار را ترک کنند. این در حالی است که صاحبان مدارک تحصیلی فوقلیسانس و دکترا اما بیکار، معضل جدید کشور در سالهای آتی خواهند بود، فارغالتحصیلانی که اکنون لقب دکترهای بیکار را به خود اختصاص دادهاند.
وقتی مقرری و مستمری ماهانه بازنشسته تکافو نمیکند، مجبور میشود دوباره با توجه به سوابق کاری و نفوذی که در بازار کار دارد به بازار بازگردد یا با وجود بازنشستگی در بازار بماند. مسئله دیگر، نیاز کارفرما به مهارت و توان فرد بازنشسته است که باعث میشود پس از بازنشستگی او را بهعنوان نیروی کار فعال حفظ کند.
علیرضا حیدری، دبیر اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری می گوید: اینکه نیروی کار بازنشسته بازار کار را ترک نکند یا بلافاصله پس از بازنشستگی دوباره جذب بازار شود مسئلهای است که در همه دورهها کموبیش وجود داشته و دلایلی دارد که نیاز مالی و تأمیننشدن معیشت فرد با مستمری مهمترین دلیل آن است.
ارزانبودن این نوع نیروی کار نیز مشوق دیگری برای کارفرمایان است تا بهکارگیری بازنشستگان را در اولویت قرار دهند. از آنجا که افراد بازنشسته حق بیمه نمیپردازند و کارفرما نیز بدون نیاز به پرداخت حق بیمه، میتواند بهراحتی حدود ٢۵ درصد از هزینه پرداختی برای یک نیروی کار را نپردازد. مسئله دیگری که به بازگشت به کار بخشی از بازنشستگان مربوط میشود، پایینبودن سن برخی افرادی است که بازنشسته میشوند.
در شرایطی که افراد شاغل با وجودگرفتن اضافهکار و مزایا برای گذران زندگی به سختی میافتند چگونه میتوان انتظار داشت که یک بازنشسته با حقوق بازنشستگی توانایی دسترسی به حداقلهای معیشت را داشته باشد.
واقعیت این است که خارجنشدن بازنشستگان از بازار کار به دنبال سه دهه اشتباهی که در این بازار بهصورت مشخص از زمان پس از جنگ که سیاست تعدیل ساختاری در دولت سازندگی صورت گرفته، رخ داده است. تعدادی از کارگرانی که توان کار داشتند و سن آنها هنوز به بازنشستگی نرسیده بود، بازخرید و از کار برکنار کردند. پس از آن شرکتهایی مانند ایرانخودرو تعدادی از همین کارگران بازخریدشده را به عنوان نیروی کار قراردادی، مشاور و افرادی که میتوانند تجربیاتشان را در اختیار دیگران بگذارند، بهطور موقت استخدام کردند.
اکنون سازمان مدیریت و برنامهریزی، لایحهای را برای برنامه ششم توسعه پیشنهاد داده است؛ سیاست آقای روحانی این است که عرضه را در نیروی کار منقبض کند و به همین دلیل به دنبال آن است که بخشی از نیروی کار را که اکنون به دنبال کار هستند، به اسم بازنشستگی و با ذکر این مسئله که این افراد در حال دریافت حقوق هستند، از بازار کار خارج کند اما این امر شدنی نیست، زیرا این افراد با توجه به شرایط نامطلوب اقتصادی به این کار نیاز دارندبازنشستگان ما با حقوقهایی زندگی میکنند که پاسخگوی وضعیت معیشتی آنها نیست و اینکه اکنون این افراد کار میکنند هم یکی از مشکلات اقتصادی است که دولت باید به دنبال راهحلی برای آن باشد نه اینکه از کارکردن آنها ممانعت کند. اگر کارکرد این افراد مشکل دارد، چرا قصد دارند سن بازنشستگی این افراد را بهتدریج افزایش دهند؟ این سیاست تناقضآمیز دولت است که برای ادامهدادن به سیاست انقباضی خود، راهحلهایی را در نظر میگیرد که معقول نیست، زیرا کاری ایجاد نشده که بخواهند به افراد جویای کار اختصاص دهند.